این سایت متعلق به گروه ” کارت ویزیت .کام” با مدیریت سینا عباسی می باشد.

این وب سایت در زمینه طراحی و فروش مجموعه طرح های ایرانی در زمینه های مختلف ، به منظور ارائه به همکاران فعال در زمینه چاپ و تبلیغات فعالیت دارد.

بیوگرافی سینا عباسی طراح و ایده پرداز سایت
فتوشاپ زندگی منو نجات داد

من سینا عباسی متولد ۶۷/۵/۱۵ از تهران هستم . تقریبا به مدت ۱۴سال به حرفه طراحی و دیزاین مشغولم .
یادمه ۱۴ سال پیش برای اولین بار که میخواستم مشغول به کار بشم ، یکی از دوستان آدرس یک دفتر واقع در خیابان ظهیرالاسلام ، پاساژ شقایق را داد و من برای کار به اونجا رفتم .
اون زمان تبلیغات خیلی شغل جالبی بود ، بصورتی که وقتی وارد پاساژ شدم شخصی به نام کمال محمدی دستمو گرفت و گفت :

سفارش چاپ داری ؟
من گفتم نه . گفت پس سفارش طراحی داری ؟
گفتم نه . من خودم طراحم

گفت پس دنبالم بیا…

خلاصه مارو با خودش برد به دفتر طراحی و چاپ ایندو ، پیش برادرش جلال محمدی و به من گفتن بشین اینجا طراحی کن .

اصلا من قرار بود جای دیگه برم برای کار که قسمت اینجوری رقم خورد .
اون موقع همه با کرل کار میکردن و من اصلا ۱% هم کرل بلد نبودم . اما بجاش فتوشاپ بلد بودم
که باعث شد اونجا استخدام بشم و از طراح های اونجا کرل یاد بگیرم و به اونها فتوشاپ یاد بدم .
ما تا به خودمون اومدیم دیدیم ۲ هفته هست که اونجا مشغول به کار شدیم ، بدون اینکه کلمه ای از شرایط کاری و حقوق حرفی زده باشیم .

ما یه همچین آدمهایی هستیم ….
خلاصه سر ماه راضی شدیم با حقوق ماهی ۷۰ هزار تومان اونجا کار کنیم ، برای شروع بد نبود . البته اون موقع درامد ها تقریبا هیمن مبلغ ها بود .
بعد از گذر چند ماه کرل را اونجا یاد گرفتم و بخاطر تعداد مشتریای زیادی که جلال داشت اجباری روزی ۴۰ عدد کارت ویزیت طراحی میکردم . جوری که شبا وقتی میرسیدم خونه فقط میخوابیدم .

اون زمان ها یادم میاد که هر روز برقها میرفت و توی اون ۱-۲ ساعتی که برق نبود ما میتونستیم استراحت کنیم ، به همین خاطر همیشه منتظر بودیم برق ها بره بلکه یکم از روی اون صندلی کامپیوتر فقط پاشیم . بعد از چند سال از پیش جلال رفتم و بعد از کار کردن جاهای مختلف توی بهارستان مثل :
ایندو ، چاپ کرمانی ، روناک ، چاپ شایگان ، گل کارت و … تصمیم گرفتم از بهارستان برم و داخل شرکت های تبلیغاتی استخدام بشم .

اولین شرکت تبلیغاتی که رفتم برای کار یک شرکت بود به نام سپانو ، توی خیابان اسکندری شمالی
کار این شرکت فقط طراحی سایت بود و من فقط کرل و فتوشاپ بلد بودم .
خلاصه اونجا هم با پرروی رفتم و گفتم بلدم . اون موقع یادمه برنامه فلش خیلی رو بورس بود تو طراحی سایت و اونا هم یک فلش کار حرفه ای میخواستن ،

منم که فلش کار حرفه ای ، مثلا !!
به من گفتن بشین یکم برامون فلش کار کن ، میخواستن تست بگیرن . منم نشستم و به برنامه فلش یه ۱۰ دقیقه ای فقط نگاه کردم. معلوم شد هیچی بلد نیستم . توی رزومم نوشته بودم که فتوشاپ هم بلدم . طرف پرسید فتوشاپتم همینجوری بلدی ؟ من گفتم نه اونو دیگه واقعا بلدم . خلاصه یکم فتوشاپ کار کردمو خوششون اومد و اینجا هم قرار شد فتوشاپ کار کنمو از بقل دستیم فلش یاد بگیرم .
تا اینجا ۲ بار فتوشاپ منو نجات داد …
بعد از اینکه اونجا فلش یاد گرفتم از اونجا رفتم به یک شرکت دیگه توی گیشا به نام نونگار که اینا هم کارشون طراحی سایت بود . اونجا هم یه ۱ سالی کار کردم و کار کردن با DW را یاد گرفتم .

بعد به سربازی رفتم .
داخل سربازی هم خیلی سخت نگذشت ، چون فتوشاپ بلد بودم و طراحی هاشونو انجام میدادم هوامو داشتن و باز هم فتوشاپ ناجی من شد …
بعد از سربازی به یک شرکت دیگه به نام نگاه اول دیبا ، واقع در ولیعصر رفتم ، که کارشون تخصصی ساخت تیزر های تبلیغاتی تلویزیونی بود و چون میخواستن کنار کارشون یک پیک تبلیغاتی هم داشته باشن ، منو استخدام کردن ، و باز هم اینجا من فتوشاپ کار کردم و از اونا افترافکت و پریمیر یاد گرفتم ، که بعد ها توی ساخت موزیک ویدئو ها کمکم کرد .
بعد از نگاه اول دیبا به پیک برتر رفتم و بعد پیک روز میرداماد و بعد در پیک شهر کار کردم .
بعد از تمامیه اینها دفتر خودمو تحت عنوان PRODES راه اندازی کردم و فعالیت های خودمو گسترش دادم .
طی این سالیان زیاد که بخش زیادی از عمر منه ، چیز های زیادی یاد گرفتم و برای شرکت هایی چون :
پگاه تهران ، نسکافه ، مزمز ، هود مکس و… طراحی انجام دادم
و برند هایی همچون : PRODES.ir , cartvizit.com , digitalgraphic , unrealpictures ساختم و در حال گسترششون هستم .
طی این سالیان زیاد که بخش زیادی از عمر منه ، شاید نمونه کارهایم به بیش از ۳۰۰۰ عدد رسیده باشد .
شاید آخرین پیشنهاد کاری ایرانی ام ، استخدام با حقوق ماهیانه ۵٫۰۰۰٫۰۰۰ تومان بوده باشد .
و آخرین پیشنهاد کاری خارجی ام از اکراین به مبلغ ماهیانه ۱۰٫۰۰۰ دلار و از سوئد برای طراحی یک نشریه مبلغ ۱۲٫۰۰۰ دلار باشد .
شاید تعداد مو های سفیدم زیاد شده باشد . شاید از دید بعضی عمر تباه کردن بوده و از دید بعضی مثل تراکتور کار کردن .
اما برای من یک تجربه بوده ، یک تجربه شیرین ، که اگر پایش بیوفتد باز هم تجربه خواهم کرد .
سپاس